نادر خلیلی _ معمار کویر _جمله معروف من با خودم مسابقه میدم......

نادر خلیلی
خلیلی به سبب ابداع روش‌هایی برای ساختن ‌بناهایی مقاوم در برابر زلزله با به کارگیری خشت و گل و تطبیق آنها با نیازهای امروزی، در جهان مشهور و برنده جوایزی بین‌المللی شده بود.ابتکارات او که از مطالعه بر روش‌های سنتی و بومی معماری در مناطق کویری ایران سرچشمه گرفته بود، شامل استفاده از ساده‌ترین مواد و مصالح اقلیمی و به کارگیری کمترین امکانات محیطی، برای خلق فضاهایی با معماری ساده اما در عین حال مقاوم در برابر خطرات زمین لرزه و در عین حال ارزان قیمت می‌شد.
معماری با کیسه شن و ابر خشت (super adobe) و همچنین خانه‌های سرامیکی و گلتافتن (گل+تافتن) از جمله روش‌های ثبت شده به نام او هستند. ابتکارات خلیلی می‌تواند در ساخت سرپناه برای مناطق زلزله‌زده و یا نقاط دیگری که احتیاج سریع به ساخت و ساز مقاوم، موقت و در عین حال ارزان قیمت است، به کار رود.
زندگی حرفه‌ای
خلیلی متولد سال ۱۹۳۶ در ایران، تحصیلات خود را پس از زادگاهش در ترکیه و سپس ایالات متحده آمریکا ادامه داد و به پایان رساند. او از سال ۱۹۷۵ به معماری خشتی علاقه‌مند شد و در برنامه توسعه کشورهای جهان سوم به عنوان مشاور در سازمان UNIDO یا سازمان توسعه صنعتی ملل متحد به فعالیت پرداخت.
در سال ۱۹۸۴ انجمن معماران آمریکا در ایالت کالیفرنیا جایزه "تبحر در فن آوری" را به خاطر ابداع خانه‌های سرامیکی به او اهدا کرد.
در سال ۱۹۸۷، سالی که از سوی سازمان ملل به نام سال جهانی سرپناه نامگذاری شده بود، پروژه نادر خلیلی به نام "خانه برای بی‌سرپناهان" به طور مشترک مورد توجه و قدردانی سازمان ملل متحد و همچنین دپارتمان توسعه مسکن و شهرسازی آمریکا قرار گرفت.
در سال ۱۹۸۴ زمانی که سازمان ملی هوانوردی و فضایی آمریکا، ناسا، فراخوانی برای طراحی خانه و اقامتگاه در کره ماه و مریخ اعلام کرد، خلیلی فرصت مناسبی برای توسعه ایده‌های خود در مورد فرم‌های ساده و در عین حال مقاوم پیدا کرد. او در طرح‌های پیشنهادی خود به ناسا، با مطالعه بر معماری مناطق یزد و کاشان نشان داد، چگونه بدون آنکه نیاز به حمل مصالح از کره زمین به جای دیگری باشد می‌توان از همان خاک موجود در محیط اطراف، متنوع‌ترین و مقاوم‌ترین ساختارهای معماری را به وجود آورد.
تنها دویدن
خلیلی به مدت پنج سال، تمام مناطق کویری ایران را با موتورسیکلت به منظور مطالعه بر روش‌های سنتیِ ساخت و ساز و نحوه استفاده از خشت جستجو کرد. او با مطالعه ویرانه‌های به جای مانده از زلزله بزرگ طبس به سال ۱۳۵۷ خورشیدی، به این نتیجه رسید که تنها ساختمان‌های باقی مانده، تعدادی از بناهایی هستند که با استفاده از مصالح و فن‌آوری بومی تاق و گنبد ساخته شده‌اند و برعکس، ساختمان‌های با اسکلت فلزی و تیرآهن، به طور کلی فرو ریخته‌اند.
او در بخشی دیگر از جستجوهایش در مناطق کویری ایران، به روستایی بر خورد که بر اثر زلزله تمام ساختمان‌های آن به جز یک کوره کاشی‌پزی ویران شده بود. خلیلی با الهام از این‌ کوره سالم مانده، شیوه خانه‌های سرامیکی را ابداع کرد که بر اساس اصل گداخته کردن درونی خشت و رساندن آن به حالت سرامیکی استوار شده است. حالتی که خشت در آن به حداکثر مقاومت خود می‌رسد. او معتقد بود این خانه‌ها در برابر تمام عوامل محیطی از جمله باد و باران و زلزله مقاوم هستند. این معمار ایرانی، طاق ضربی را یک راه حل ساده، ارزان، ضد‌زلزله و مناسب برای حل مشکل مسکن در مناطق محروم می‌دانست. او حاصل جستجوهای خود در مناطق مختلف ایران را در کتابی به نام "تنها دویدن" منتشر کرد.
کیسه شن و سیم خاردار
‌در روش ابر خشت او با پرکردن کیسه‌های شن از خاک‌ مرطوب محیط اطراف و کوبیدن آن و‌ سپس چیدن کیسه‌ها بر روی هم در طرحی مدور و اتصال آنها با سیم خاردار به یکدیگر برای مهار حرکت‌های جانبی، سازه‌هایی گنبدی شکل به وجود می‌آورد و سپس سطح بیرونی و داخلی خانه‌ها را به نحو دلخواه تزیین می‌کرد. این ساختارهای مدور ساده با اتصال و ادغام ‌در یکدیگر، قابلیت به وجود آوردن فضاهای بزرگ، متنوع و کارآمد در مناطق کویری را دارند. این خانه‌ها با اندک آموزشی می‌توانند توسط گروهی سه تا پنج نفره ساخته شوند و در مناطقی که به دلیل بلایای طبیعی یا جنگ، نیاز به طرح اسکان فوری است؛ مورد استفاده قرار گیرند.
خلیلی در سال ۱۹۹۱ موسسه هنر و معماری خاک کالیفرنیا (Cal- Earth) را پایه‌گذاری کرد و در آن به تحقیق، طراحی و آموزش روش‌هایش پرداخت. او تاکیدی فراوانی بر هماهنگی معماری با محیط اطراف و کم زیان بودن آن برای محیط زیست داشت.
پس از زلزله ویران کننده بم به سال ۱۳۸۲، خلیلی بار دیگر به ایران آمد و روش‌های سریع و ارزان‌قیمت خود را برای اسکان زلزله‌زدگان مطرح کرد. اما روش‌ها و طرح‌های او مورد تایید مرکز تحقیقات ساختمان و مسکن در ایران قرار نگرفت. طرح‌های او برای یک خانواده هفت نفری، قابلیت ساخته شدن در ظرف مدت یک هفته را داشتند.
از مهم‌ترین جوایزی که نادر خلیلی در دوران فعالیت حرفه‌ای‌اش به دست آورد، می‌توان به جایزه معماری آقاخان در سال ۲۰۰۴ میلادی اشاره کرد. جایزه معماری آقاخان که از معتبرترین جوایز در نوع خود محسوب می‌شود، به دلیل ترکیب روش‌های کهن استفاده از خشت و خاک با فن آوری‌های جدید و همچنین ارزان بودن و قابلیت به کارگیری وسیع آن، به خلیلی تعلق گرفت.
خلیلی‌ خود را تحت تاثیر کلام و اندیشه‌های مولوی می‌دانست و از جمله مترجمان اشعار او به زبان انگلیسی بود. او فلسفه آثارش را در پایبندی به استفاده از عناصر چهارگانه‌ی آب، باد، خاک و آتش خلاصه می‌کرد.
نادر خلیلی روز پانزدهم اسفند1386 در کالیفرنیا درگذشت و روز بیست و یکم اسفندماه1386 به خاک سپرده شد.
منبع: نادر خلیلی، خانه هایی برای ماه و کویر نویسنده: بیژن روحانی

پای صحبت هومن فضلی، دستیار نادر خلیلی در پروژه ابر خشت‌

Bahram Hooshyar Yousefi بهرام هوشیار یوسفی

 

 

اینکه رویا است یا واقعیت، سازه است یا فقط نوعی مصالح، تکنیک است یا معماری یا... در هر صورت ابرخشت super adobe رویایی است که واقع شده و البته جای حرف بسیار دارد. ابرخشت که حاصل حدود 30سال از زندگی حرفه‌ای، کار و تجربیات نادر خلیلی، معمار ایرانی ساکن کالیفرنیا است در واقع کیسه‌های درازی است با عرض 50-40 سانتی‌متر و طول مورد نیاز که از خاک پر می‌شوند و مثل برچسب‌های لباس و به کمک دو ردیف سیم‌خاردار در حد فاصل هر کدام از آنها در هم تنیده می‌شوند و آن طور که می‌گویند بنای ساخته شده از آن در مقابل باد و باران و گرما و سرمای شدید، آتش‌سوزی و زلزله و... مقاوم است!

Hooman Fazli01هومن فضلی دستیار زنده‌یاد نادر خلیلی ـ مبدع ابرخشت - تا پایان راه همراه دونده تنهای ماراتن معماری ایران بود؛ او که بعد از اخذ لیسانس معماری از دانشگاه برکلی، وارد بازار کار شد تا به روش مرسوم پس از کسب تجربه در بازار کار برای ادامه تحصیل به دانشکده برگردد با نادر خلیلی آشنا و بر اساس منطقی که به او می‌گوید باید باقی مانده عمر خودش را صرف کاری بکند، زندگی‌اش را به ترویج استفاده از ابرخشت گذارنده است.

ابرخشت چیست؟ خانه است؟ پناهگاه است؟ درست که به عنوان مصالح جایگزین به دلیل بوم آورد بودن ویژگی‌های مناسبی دارد اما از نظر معماری محدودیت‌های بسیار دارد. این طور نیست؟
این حرف‌ها را زیاد به من گفته‌اند، ولی آیا در همین روش‌های متعارف فضاها چیزی جز مکعب مستطیل هستند؟

ولی قدرت انجام کارهای زیادی با همین شکل فضایی داریم!
من معتقدم ابرخشت بسیار انعطاف‌پذیر است. نه فقط برای ساختمان‌های معکبی بلکه برای ساخت گنبد، طاق و... هم مناسب است. شاید در نگاه اول کمی دستمان را ببندد ولی خوب که رویش کار می‌کنیم، می‌بینیم فضاهای زیادی می‌شود با آن درست کرد. دانشجویان پرفسور خلیلی که از دانشگاه کالیفرنیای جنوبی می‌آیند بر اساس چیزهایی که در موسسه ما cal-earth آموخته‌اند، طرحی ارائه می‌کنند که بسیار متنوع‌اند و البته قابلیت تلفیق آنها با هم، نیز وجود دارد.

Hooman Fazliروش کار شما به نظر خیلی ابتدایی می‌آید؟
بله،روش ساخت ابتدایی است و حتی ساختمان‌سازی را تا مراحلی از یک مقوله تخصصی به مقوله‌ای قابل انجام برای همه تبدیل می‌کند و این یعنی به جای اینکه به کسی یک ماهی بدهیم که سیر شود، ماهیگیری یادش می‌دهیم که هیچ وقت گرسنه نماند. اگر قرار است کسی از زندگی در خانه‌های ابرخشتی خسته شود از هر نوع خانه دیگری هم خسته خواهد شد. اما از نظر پایداری، اگر بخواهیم به ساختمان‌های ابرخشتی نگاه کنیم می‌شود گفت، هیچ چیزی در دنیای امروز وجود ندارد که بشود با پول خرید و پایداری ابرخشت را داشته باشد. ساختمان‌های امروز دیگر رنگ و بویی از آن بناهای چند صد هزار ساله که از زیر خاک سر بر می‌آورند و از دیدنشان لذت می‌بریم، ندارند. اما ابرخشت فوق‌العاده پایدار است و تاسال‌های سال بنای ساخته شده از آن می‌ماند. اگر یک بنای ابرخشتی را حتی بدون ده درصد سیمانی که معمولا برای افزایش مقاومت در ترکیب داخل گونی‌ها استفاده می‌شود، بسازیم و اصلا از آن نگهداری نکنیم، زیر آفتاب و باد و باران و... بماند سه تا پنج سال بدون هیچ تغییری باقی می‌ماند و اگر ده درصد سیمان رابه کار بگیریم تا صدها سال اتفاقی برای آن نخواهد افتاد. حتی زلزله هم تاثیری در آن نخواهد داشت. من فکر می‌کنم در مورد معماری خاک و شفته چیزی را از دست داده و فراموش کرده‌ایم که شاید حالا حالاها آن را به دست نیاوریم.

شما می‌‌خواهید آن را به دست بیاورید؟
ممکن است به دست بیاوریم ممکن است به دست نیاوریم. در هر صورت چیزی بوده که با خاک مخلوط می‌کردند و به پایداری بناهای خشتی می‌‌افزود. بعد از زلزله همانجایی از ارگ بم خراب شده که در عصر فعلی بازسازی شده بود....

منظورم به لحاظ ساختاری نیست. از نظر اندیشه دنبال چنین چیزی هستید؟
به لحاظ اندیشه‌ای ما نمی‌گوییم مثلا ابرخشت را می‌‌خواهیم در نیویورک اجرا کنیم یا در شیکاگو، بمبئی و... اما تنها 18درصد از مردم جهان در شهرهای این چنینی زندگی می‌کنند و 82 درصد در فضاهای کم‌تراکم زندگی می‌‌کنند. راهی که ابرخشت پیش پا می‌گذارد در جواب به مشکل بین‌المللی مسکن، هیچ سیستم دیگری نمی‌گذارد.
متریال آن روی سایت پیدا می‌شود، سیستم ساختمانی آن ساده است. هر کسی می‌تواند در اجرای آن نقش داشته باشد و... ما ساختمان سازی را دوباره به خود مردم واگذار می‌‌کنیم که اگر تاجی هست خودشان به سر خودشان بزنند و حتی اگر بخواهید به ابرخشت به عنوان راه‌حلی برای مسکن‌دار شدن افراد فقیر در دنیا نگاه کنید باز هم پاسخگو است و اگر بخواهیم به ابرخشت به عنوان یک مصالح جایگزین نگاه کنیم باز هم پتانسیل بالایی دارد. در آمریکا بیشتر مشتری‌‌های ما کسانی هستند که خانه‌های معمولی دارند اما دنبال راه‌حل دیگری هستند، چون نمی‌خواهند در خانه‌های چوبی و داخل جسد درختان زندگی کنند یا اینکه مجبور باشند هر ده سال یکبار سقفشان را عوض کنند. 5 سال یکبار نقاشی کنند و...

ابرخشت را به عنوان یک انتخاب ارائه می‌کنید یا یک جایگزین؟
ما الان آن را فقط به عنوان یک انتخاب ارائه می‌کنیم برای کسانی که می‌توانند تصمیم بگیرند.

مشتری شما کیست؟ در حقیقت بازار هدف را کجا تعریف کرده‌اید؟‌
اگر قرار باشد دولتی سرمایه‌گذاری کند و برای افراد فقیر خانه بسازد ابرخشت نه فقط یک انتخاب، بلکه یک آلترناتیو خوب است ولی اگر قرار باشد به افرادی که به روش معمول خانه می‌سازند و یا از چوب، این گزینه را معرفی ‌کنیم، تنها 30‌درصد این افراد از ابرخشت استفاده کنند و تا 30سال قطع درختان آمازون ده‌درصد کاهش پیدا می‌کند، نتیجه برای ما فوق‌العاده است. حق با شما است، یک شبه نمی‌توانیم دنیا را عوض کنیم، دلمان می‌خواهد این کار را بکنیم اما می‌دانیم به این سادگی‌ها و به این سرعت ممکن نیست.

شما با ابرخشت در حقیقت استراکچر ساختمان را می‌سازید و در نتیجه تنها روی 50درصد از ساختمان مانور می‌دهید.
شما می‌خواهید ما را به محدودیت‌های ابرخشت توجه بدهید. این را قبول دارید که خیلی از روش‌ها محدودیت‌هایی دارند؟ مثلا شما چند متر دهنه سیمانی می‌توانید بسازید؟ فاصله ستون‌ها در یک ساختمان با سازه فلزی چقدر است؟! اما از آن طرف دقت داشته باشید ایوان مدائن با گل و خشت درست شده است، 80 فوت پهنا دارد و 120 فوت ارتفاع...

بله ولی سازه‌های فعلی جا افتاده‌‌اند و ویژگی‌های آنها را می‌شناسیم. ابرخشت دقیقا چه قابلیت‌هایی دارد؟ مثلا می‌توان از آن اتاق 12متری ساخت؟ غیر از روش طاقی با چه روش‌هایی می‌توان از ابرخشت استفاده کرد؟
ابرخشت به یک الگوی خاص محدود نمی‌شود. الگوی اتاق‌های 40متری و 200متری داریم. شاید ابرخشت برای ساخت مثلا یک سالن بزرگ با محدودیت مواجه باشد ولی برای هر تعداد اتاقی که بخواهید جوابگو است. ابرخشت حتی جوابگوی ساخت ساختمان دو یا چند طبقه هم هست. البته ترجیح می‌دهیم این طور نباشد....

بنابراین در جایی که زمین گران است اصلا نمی‌صرفد و معقول نیست...
به شمال کشور خودمان نگاه کنید خیلی از ویلاها یک طبقه هستند. در آمریکا روستای سابوبامی نزدیک سان‌فرانسیسکو همه ساختمان‌ها یک طبقه هستند.

...ارزش مسکونی نقاطی که شما اشاره می‌کنید تقریبا مجانی است.
مسکن از نظر شما آپارتمان‌های 40متری است که 16تا از آن را روی هم بگذارند و به مردم بفروشند؟!

به لحاظ شهرسازی «ارزش مسکونی» تعریف خاص خودش را دارد و بر اساس آن خانه‌های یک طبقه‌ای که مدنظر شما هستند، خانه محسوب نمی‌شوند، تفرجگاه نام دارند. من فکر می‌کنم کسی که از ابرخشت خانه می‌سازد یا به آن علاقه دارد و یا پول زیادی دارد. ولی عامه مردم که اکثریت را تشکیل می‌دهند، معمولا سراغ پیشرفته‌ترین نوع سیستم‌ها می‌روند. ابرخشت در شرایط خاص نوعی پناهگاه است که دولت‌ها می‌توانند افراد حادثه‌دیده یا فقیر را در آن سکنا بدهند. بنابراین قبول کنید در جایی که زمین ارزش زیادی دارد و می‌توان به جای یک ساختمان یک طبقه، چهار طبقه ساخت عقلانی نیست از ابرخشت استفاده کنند.
بله، ولی انگار فراموش کرده‌اید که دوباره می‌رسیم به همان حرف اول که فقط 18درصد مردم در شهرهای بزرگ زندگی می‌کنند و بقیه در نقاطی زندگی می‌کنند که به عقیده شما یا بر اساس تعاریف شهرسازی ارزش مسکونی صفر دارند! و این را هم مدنظر داشته باشید که بیشتر آنها که دهه نود سرمایه‌هایشان را در IT به کار گرفته‌اند، دارند سرمایه‌های خود را به سمت سیستم‌های سبز می‌آورند و به ابرخشت هم توجه ویژه دارند. من به آینده ابرخشت اعتقاد دارم، چون شاهد رشد هوشیاری مردم در دنیا بوده و هستم.
آمریکا سه برابر ایران جمعیت دارد و در یک سال چند برابر ما از چوب استفاده می‌کنند. در ایران هم سابقه استفاده از معماری خشت و گل را داریم.

در ایران چه برنامه‌هایی دارید؟
برنامه‌های درازمدت زیادی داریم. ایران کشور من است و رفتم آمریکا تحصیل کنم، برگردم و در ایران کار کنم، از قضا خودم را در مسیر ترویج ابرخشت پیدا کردم، پس در ایران هم همین هدف را دنبال می‌کنم. متاسفانه درشرق همه نگاه می‌کنند، ببینند در اروپا و آمریکا چه اتفاقی می‌افتد بعد برای خودشان تصمیم می‌گیرند. ما اینجا نیاز داریم خودمان را ثابت کنیم و به مردم و مسوولان بشناسانیم اگر به لحاظ فرهنگی و اجتماعی پذیرفته شویم، در ایران جا برای استفاده از ابرخشت زیاد است. اما چون یک نفر جایی نشسته که باید با ما بگوید بله یا خیر، می‌گوید خیر. در آمریکا ما با یک سیستم طرف بودیم.
هر چند از روز اول اعتقادی به کارمان نداشتند ولی طبق سیستم، ما مراحل را طی کردیم و فرصت پیدا کردیم لااقل از روشمان دفاع کنیم.

خانم طیبه پرهیزکار که ظاهرا در معاونت وقت مرکز تحقیقات ساختمان و مسکن روش شما را ابتدایی و غیرقابل اجرا قلمداد کرده است؛ یعنی روش شما در ایران به صورت رسمی پذیرفته نشده است.
حرف شما درست؛ اما معتقدیم کسی را که خوابیده می‌توان بیدار کرد ولی کسی که خودش را به خواب زده نمی‌توان بیدار کرد. این سیستم ساده است و همین سادگی‌اش جلوه دارد، اگر استادیوم ده میلیارد تومانی قابل اجرا است خانه‌های ما هم قابل اجرا است.

Nader Khalili

ابرخشت در پاکستان

پروفسورنادرخلیلی که تحصیلات اصلی خود را در ترکیه به انجام رسانده، شخصیتی ویژه است.زمستان دو سال پیش بود که نادر خلیلی (برنده اخیر جایزه آقاخان) با پیشنهاد جالبش در روزنامه ایندیپندنت، « ۱۰۰۰سرباز و ۱۰۰ دانشجوی معماری در اختیار من قرار دهید، ما بم را دوباره خواهیم ساخت...»، فرصتی جدید را برای بازسازی شهر زلزله‌زده بم، اندکی بعد از زلزله مطرح کرد؛ مصاحبه‌های او با خبر گزاری ها و روزنامه های معتبر دنیا و بیانیه‌اش در مورد بم (در سایت رسمی موسسه کل‌ارث(ww.calearth.org)هنوز در دسترس است!
پایه و اساس ساختاری سیستم «ابرخشت» بر کیسه های شنی با درازای قابل تنظیم قرار گرفته است.
نظریات وی در مورد بم از طرف وزارت مسکن وقت جدی گرفته نشد و حتی یکی از معاونین مرکز تحقیقات ساختمان و مسکن (که هم اکنون نیز در این سمت به خدمت مشغولند!)در نامه ای به رد روش «ابرخشت» ‌پرداخت، و با عبارت «ابتدایی و در شرایط فعلی چندان در خور توجه نیست»، این فرصت را از خلیلی گرفت!
اما اینبار ظاهرا دولت پاکستان بعد از زلزله مهیب اخیر، روش خلیلی را جدی گرفته و قراردادی را جهت مجموعه‌ای بزرگ از بناهای ساخته شده از گنبد‌های ابرخشتی با خلیلی منعقد کرده‌است. هومن فضلی نماینده موسسه کل‌ارث هفته آینده جهت آموزش نیرو‌های پاکستانی در پاکستان خواهد بود

/ 0 نظر / 18 بازدید