مبانی نظری تاریخ نگاری انتقادی معماری معاصر ایران (بخش دوم)

ارزش های آثار برگزیده تنها در مطالعه ای تاریخیقابل رؤیت است. بسیاری از آثار قدیمی که امروزه ممکن است حتی پیش پا افتاده جلوهکنند، درون متن تاریخی خود بسیار حایز اهمیت می گردند. تاریخ و نقد از هم جداییناپذیر هستند زیرا هر دوی آنها یک هدف مشترک را دنبال میکنند: «شناسایی اثر»قد به عنوان ابزار شناسایی و ارزش گذاری بر آثار و پدیده ها ارزشی کاربردیدارد و می توان ادعا کرد که «حقیقت» نقد در جنبه کاربردی آن مستتر است. بازسازیوقایع از طریق کنار هم قرار دادن، مقایسه و مربوط ساختن دانسته ها به یکدیگر ازآنجایی می تواند اهمیت یابد که از آن بتوان دلایل مخفی انتخاب های معمارانه را کشفنمود. کاربردی نقد در متن فرهنگی خود بعدی جدید می یابد. ارزش گذاری های منتقد وقضاوت های وی در فضایی مجرد صورت نمی پذیرد . ارزش فرهنگی نقد معماری عمدتا" به نقشمؤثر آن در فرهنگ عمومی جامعه مربوط می شود. نقد بنابراین دارای رسالتی فرهنگی استو قضاوت های آن به طور آگاهانه از درک شرایط تاریخی دیسیپلین معماری تأثیر میپذیرند. برای مثال در دوران تحولات فرهنگی نقد می تواند به تشویق گرایشهای نو وضدیت با محافظه کاری و اپورتونیسم بپردازد و در مرحله بعدی به اصلاح همان گرایشهابا نکته سنجی و خرده بینی مشغول شود. نقد با انرژی حاصله از عمل تغییر ارزشها،جریان معماری را ایجاد می کند. خصوصیت دوگانه نقد از یک طرف اسطوره زدایی از معماریو تاریخی کردن پدیده هایی است که ممکن است مطلق و همواره معتبر به نظر آیند و ازطرف دیگر ارزش گذاری بر پدیده هایی است که خارج از ظرف مکانی و زمانی خود معنی نمییابند. اگر چه پدیده زمان در نقد اهمیتی انکارناپذیری دارد لیکن شناسایی مشخصه هایحقیقی زمان و اجتناب از سلیقه های نوگرایانه بسیار دشوار است. ما در دوره انقلابفیگوراتیو زندگی می کنیم. دوره ای که در آن هیچ فرم یا تصویر حقیقت تلقی نشده ومرتبا" از تثبیت مفاهیم فیگوراتیو اجتناب می شود. در این میان شناسایی حرکت هایاصیل نیاز به نوعی فاصله گیری تیوریک از دیسیپلین معماری دارد. تعیین میزان اینفاصله از دیسیپلین معماری می تواند در نقش اجتماعی منتقد بسیار مؤثر باشد، زیراچنان که گفتیم نقد معماری با استفاده آگاهانه از محدوده ای مجاز چرخش زاویه دید درقضاوت ها می تواند در روند تحولی معماری به طور فعالانه شرکت کند.

در رابطه با کاربری تاریخ نگاری سه نوع گرایش متمایز را می توان تشخیص داد:


الف: آنهایی که تاریخ معماری را یک دیسیپلین مستقل می دانند و آن را نوعیمعلومات عمومی مفید برای حرفه معماری تلقی میکنند (گرایش آکادمیک اغلب دانشگاهها)
ب: آنهایی که تاریخ را اصولا" مناسب برای تدریس نمی دانند (معلمان Bauhaus)
ج:کسانی که تاریخ را منبع فرم ها و ایده های معماری می دانند (کسانی مانندRob Krire Aldo Rossi Giorgio Grassi و ...)


در حقیت هر سه برخورد می توانند به طورهمزمان صحیح و یا غلط قضاوت شوند. ارتباط تاریخ معماری و حرفه معماری پدیده پیچیدهای است که به دیالکتیک بین زاویه دید تاریخ نگاری و نوع برداشت از تاریخ وابستهاست. برای مثال تاریخ نگاری کلاسیک و سبک شناسانه به دلیل نکته بر جنبه زیباییشناختی و گذرای معماری نمی تواند به طور مستقیم به عمل طراحی معماری مربوط شود. نتیجه چنین ارتباطی اکلکتیسم تاریخ گرایانه است. تاریخ نگاری نشانه شناسانه (برایمثال آثار Chirstian Norberg Schivz ) که عمل طراحی و عکس العمل انسانها در مقابلمعماری را از دیدگاه حسهای ابتدایی و کم و بیش ثابت انسانها بررسی می کند می تواندبه صورت مستقیم تری در کار طراحی مورد توجه قرار گیرد.

 

2-2-روش تاریخ نگاری

دیسیپلین تاریخ معماری تنها به توصیف پدیده ها و وقایع تاریخ منحصر نمی شود. تاریخ معماری ناگزیر است به

1.        انتخاب دانسته ها ،

2.        منظم کردن آنها ،

3.        ارزیابی،

4.        تعبیر،

5.        جایگذاری دانسته ها درون مبتنی جدید بپردازد.


-1-2-2
یکی از مشکلاتبزرگ کار تاریخ نگاری حجم عظیم داده ها است. تشخیص فاکت های ضروری و مهم برای تاریخنگاری امری بسیار حساس است. تاریخ نگاری اگر چه طبیعتا" نمی تواند تمامی مطالبموجود را مورد بررسی قرار دهد ولی همچنین نمی تواند حقیقت را به صورت ناقص و مخدوشبیان کند. وظیفه مورخ نمایش تمامی حقیقت با بررسی و نمایش بخشی از واقعیت است. تکهکردن حقیقت و حذف بخشی از آن به دلیل انعطاف ناپذیر بودن متدولوژی یا ضعف مبانینظری یکی از خطرهای عمده ای است که تاریخ نگاری را تهدید می کند. در انتخاب دانستههای تاریخی شناسایی نقاط عطف و مفصل بندیهای سیر تحولات پدیده ها بسیار مهم است. تاریخ معماری بسیاری از موارد با پدیده هایی سر و کار دارد که به دلیل قدمت ازجذابیت خاصی برخوردار هستند. نکته مهم اجتناب از دیدگاه «عتیقه شناسانه» است. دراین دیدگاه آثار تنها به دلیل ارزش تاریخی، منحصر به فرد بودن و نایاب بودن اهمیتمی یابند. ارزش گذاری معماری نمی تواند به برداشتهای شخصی از آثاری که کنجکاوی مارا جلب می کنند محدود شود. انتخاب فاکت ها خصوصا" در مورد تاریخ تدوین نشده معماریمعاصر ایران بسیار دشوار است. گذشته از مشکل فنی کمبود منابع، مورخ ناچار است بهجمع آوری عناصر مهم پروسه تاریخی پدیده ای بپردازد که سیر تحولی و بنابراین مشخصهها و نقاط عطف آن هنوز بسیار مبهم هستند. انتخاب دانسته ها بنابراین در مراحل مختلفو بر اساس پیش فرضهایی صورت خواهند گرفت که تدریجا" اصلاح می شوند. جنسیت دانسته هاو شیوه انتخاب آنها در ارتباط مستقیمی است با نوع نگرش به تاریخ معماری اگر چه بیشاز این گفتیم که تاریخ معماری نمی تواند به بیان بخشی از حقیقت اکتفا کند، لیکن ازطرف دیگر نیز باید پذیرفت که به تعدادی زوایای دید حقیقت های متفاوت یا جنبه هایمختلف یک حقیقت کلی وجود دارند. برای مثال دانسته هایی که به ما اجازه می دهندمعماری معاصر را از دیدگاه نشانه شناسانه بررسی کنیم با دانسته هایی که در مطالعهای اجتماعی - اقتصادی عملی صرفا" از معماری مفید واقع می شوند بسیار متفاوت هستند.


2-2-2
-تنظیم دانسته ها که ممکن است عملی صرفا" مکانیکی به نظر آید درحقیقت کار فکری دشواری است که نیاز به بررسی انتقادی دارد. گذشته از نیاز به تعیینمتدولوژی دسته بندی فاکت ها در رابطه با روش تحقیقی اتخاذ شده، نحوه کنار هم قراردادن دانسته ها می تواند به دریافت قانونمندی های ناآشکار در سیر تحولی معماری کمککند تنظیم دانسته ها عموما" به مهارتهای فنی متعددی نیاز دارد. در این مرحله مورخناگزیر است بارها به مرحله قبل بازگشته مدارکی را تکمیل کند. در این مرحله نکته

/ 0 نظر / 9 بازدید