نور در معماری همراه با سلسله مراتب

نور در معماری ایرانی فقط نقش عملکردی نداشته ، بلکه نمادین، هنری و متعالی بوده است.یکی از عناصر در طراحی معماری، وجود سلسله مراتب در بنا می شود که معمولاً‌ فضاهای یک بنای معماری دارای ارزش یکسان نبوده و دارای تنوع می باشند.

نور یکی از عوامل در جهت درجهت کمک و تقویت نشان دادن سلسه مراتب در بناهای معماری می باشد. در این تحقیق سعی شده است تا به بررسی رابطه بین نور و سلسله مراتب در معماری پرداخته شود و در پی یافتن رابطه بین نقش نور و سلسله مراتب درفضاهای معماری در صورت وجود می باشد.

 

١-    تاریخچه نور طبیعی در معماری

قطعاً نور یکی از عناصر تعیین کننده آهنگ حیات در زندگی بشر است.یک نظر اجمالی از داخل یک بنا به دنیای اطراف، ما را با نشانه های بی شماری که برای سلامتی فیزیکی و روحی ما اهمیت دارند، آشنا می کند.

هرچند که نیازهای بشر به این عناصر به طور قابل توجهی متفاوت است.نور، اولین شرط برای هر نوع ادراک بینایی است.در تاریکی مطلق، ما نه فضا را می توانیم ببینیم و نه فرم و رنگ را.اما نور تنها یک ضرورت فیزیکی نیست.بلکه ارزش روان شناختی آن یکی از مهمترین عوامل زندگی انسانی در همه زمینه هاست.

موریس لاپیدوس (Morris lapidus) می گوید:

«انسانها مانند پشه هستند.هرکجا نوری باشد به سمت آن هجوم می برند، ‌بدون اینکه بدانند چرا .

چه بخواهیم و چه نخواهیم به سمت روشنایی می رویم.نور، ما را به خود جذب می کند.»

نور همیشه علاوه بر استفاده کاربردی دارای ارزش نمادین نیز بوده است.نور جزیی از ذات زندگی بوده و در بسیاری از فرهنگ ها، نور یا خورشید به عنوان منبع نور، عنصری خدایی محسوب می شده و آن را ارج می نهاده اند.

بررسی تاریخ نشان می دهد که استفاده از نور و مفهوم آن در معماری چگونه در طول قرنها دستخوش تغییر و تحولی شده است.

در مصر باستان نیز نور دارای اهمیتی ویژه بوده است.بنا به موقعیت سرزمین مصر، شدت نور و نتیجه تضاد میان سایه و روشن بسیار زیاد می باشد. فرم های صریح و هندسی که در معماری مصر از آن استفاده می شده است با گوشه های تیز و دقیق در زیر نور شدید اثری خاص داشته اند.

گفته لوکوربوزیه در مورد نور و سایه در اینجا اعتبار بیشتری می یابد که : "معماری بازی هنرمندانه دقیق و خیره کننده مجموعه ای از اجسام ساخته شده در زیر نور است."

چشم های ما برای این آفریده شده اند که فرم ها را در زیر نور ببینیم:این سایه و روشن ها هستند که فرم ها را در مقابل ما برهنه می سازند.

مکعب، مخروط، کره، استوانه و هرم اولین فرمهایی هستند که نور آنها را به ما عرضه می کند.تصاویر آنها ناب، ملموس و صریح هستند.»

برای مصریان وجود ذات خداوندی برای بشر غیرقابل دسترس و نامرئی بوده است، پس به ناچار بایستی درتاریکی باشند.راه رسیدن به این خداوند که بایستی از روشنایی به تاریکی ختم شود با کمک چنین پدیده های نوری کمی واضح تر می شده است.

استفاده این چنین نور به ترتیبی که گفته شد به عمد بوده است و درخدمت تقویت و مادیت بخشیدن به ایده اصلی به کار می رفت.

معابد یونانی بیشتر مجسمه وار بودند و اثر آنها بایسیتی بیشتر بر فضای پیرامون معبد باشد. تنها وظیفه داخلی معبد، نگاهداری مجسمه های مذهبی بوده است.به این ترتیب جای تعجبی باقی نمی ماند که بیشتر این فضاهای داخلی تنها یک روزنه یعنی تنها یک در به خارج داشتند.

در بسیاری از معابد یونانی نیز با روشی شبیه به معبد خون با استفاده از یک آبنما که در فاصله بین مجسمه و در ورودی ساخته می شد، نورپردازی مجسمه را اصلاح می کردند.نوری که به داخل می تابید با برخورد به سطح آب منعکس می شد و مجسمه را روشن می ساخت.

در فضاهایی که احتیاج به نور بیشتری داشتند، یونانیان از نور سقف استفاده می کردند.بخشی از سقف را با ارتفاع بیشتری ساخته و از فضایی که به این ترتیب بوجود می آمد برای تاباندن نور به داخل استفاده می کردند.

در معماری آغاز مسیحیت و نیز درمعماری بندایس همواره تلاش می شده است که هر چه بیشتر به فضای داخلی جنبه روحانی داده شود و فضایی رویایی بیافرینند و روشن است که نورپردازی در این راه نقشی داشته است.

برای نمونه در کلیسای ایاصوفیه در استانبول ترکیه، بخش پائینی گنبد اصلی ـ که در واقع سقف اصلی کلیسا است و قطری بیش از 300 متر دارد، به تمامی از پنجره های نزدیک به هم تشکیل شده است و به بیننده  این احساس را می دهد که گنبد با تمام عظمتش در هوا به صورت معلق ایستاده است.

نوری که از این پنجره ها ی نزدیک به هم تشکیل شده است و به بیننده این احساس را می دهد که گنبد با تمام عظمتش درهوا به صورت معلق ایستاده است.نوری که از این پنجره ها و نیز از پنجره های بخش بالای ساختمان به داخل می تابد و به فضای داخل حال و هوایی کاملاً بیگانه با دنیای مادی می دهد.

کلیساهای جامع دوران رومانسک، آخرین بناهای اروپایی بودند که نه برای بشر، بلکه برای خدایی بنا شدند که معجزات قابل مشاهده داشت. در کلیساها ورود نور به  داخل طوری تنظیم شده بود که فضایی تاریک و مرموز ایجاد کند، به گونه ای حضور شخص در فضا همراه با ترس آمیخته به احترام باشد.

ایده اصلی سبک گوتیک که «ساختن بخشی از آسمان در روی زمین» بود فضائی غیرمادی طلب می کرد.دو عامل می توانستند در حل این مشکل کمک کنند :

عامل اول انتقال سازه باربر ساختمان به بیرون بود و نورپردازی مناسب را می توان عامل دوم دانست.نور ی که از بخش بالای دیوارهای ناومیانی به داخل می تابد، چنان شدید است که در این بخش هیچ قسمت تاریکی باقی نمی ماند.

در کلیسای جامع چارتزر چگونگی استفاده از پوسته های شفاف با شیشه های رنگی برای دستیابی به شفافیت هرچه بیشتر به راحتی قابل مشاهده است.

درکلیساهای ساخته پالادیو نیز نورپردازی یکی از عوامل اصلی در شکل پردازی فضای داخلی است.پنجره ها به گونه ای در نظرگرفته شده اند که در جمع نوری که از پنجره ها به داخل می تابد  بر روی سطح وسیع و سفید رنگ دیوارها منعکس شده و فضای داخل را با نوری تأثیرگذار و شخصیتی ویژه، روشن می سازد.

در دوران رنسانس از سالهای 1420 تا 1660، تغییر نقش نور از یک عنصر مذهبی به یک عنصر شخصیتی و زیبایی شناسانه برای ایجاد سطوح زیبا، باعث کاهش چشمگیر اهمیت آن شد.در واقع اهمیت نور، به ساده ترین استفاده عملکردی از آن یعنی به کارگیری آن برای روشن ساختن یک فضا تقلیل یافته بود. با پیشرفته تر شدن فرمهای ساختاری، درخشندگی شفافیت با هم مترادف شدند.

پالادیو از نور تنها برای ایجاد حال و هوایی خاص استفاده نکرده است، بلکه نورپردازی را وسیله ای برای تأکید بر طرح کلی فضایی آن قرارداده است.

کلیسای ردنتوره در ونیز برای سه منظور ساخته شده است: این کلیسا هم کلیسایی دیر بوده است و هم کلیسای زیارتی نجبا و هم کلیسای معمولی شهر. این سه گانگی که در فرم کلیسا نیز به هم چشم می خورد با نورپردازی استادانه پالادیو به تکامل رسیده است.

در بین سالهای  1560 تا 1760، دردوران باروک، یک بار دیگر ارتباط مابین انسانها  و نور بیشتر شد. ترتیب دادن متناوب بخش روشن بخشهایی که در سایه هستند باعث می شود که تصور عمق تقویت گردد.

سازه ساختمان با نورپردازی مناسب به صورتی «غیر خوانا» در می آید و تمامی ساختمان حالتی خیال انگیز به خود می گیرد. در این دوره بخصوص در بناهای آخر دوران باروک استفاده و از نور غیرمستقیم نیز رایج بود.

اغلب در این ساختمانها بیننده  تقریباً نمی توانست پنچره را ببیند و روشنایی فضای داخلی از انعکاس نور روی دیوارها تأمین می شد.

استفاده از پدیده های ترفندهای گوناگون نوری برای تقویت قدرت خیال پردازی از دوران باروک تا امروز معمول بوده است.در معماری مذهبی با استفاده از فرم های خاص و نورپردازی متناسب با آن پدیده هایی بینایی بوجود می آید که از نظر ادراکی دقیقاً قابل تعرف نیستند و جای تعبیر و تفسیر دارند و گذشته از آن حال و هوایی عرفانی به انسان می دهند.

معمارانقلابی فرانسه اتین لوئی بوله یکی از استادان مسلم نورپردازی در معماری به حساب می آید.او در پروژه اش برای یادبود نیوتن که با ترکیبی از فرم های اولیه طراحی شده ، بوسیله نور حال وهوایی مذهبی بوجود آورده است.

در بخش بالای کره سوراخها به ترتیبی در نظر گرفته شده اند که تمامی نوری که از سوراخها به داخل می تابد به وسیله کره، یعنی جایی که مجسمه یا لوحه یادبود نیوتن قرار گیرد، بتابد.

در معماری غیرمذهبی این دوره، نور با خرد، آزادی و قدرت در ارتباط است.به عنوان مثال می توان از سالن شیشه ی  تالار آینه ها در کاخ و رسای نام برد.در این بنا ، نور همچون نور در کلیسا برای ایجاد احساس اعجاز به کار گرفته شده است.همراه با ظهور و توسعه صنعت در قرن نوزدهم ، سرانجام ویژگی اعجاز از نور گرفته شد و در ساختمانهای معمولی مانند گلخانه ها و کارخانه ها نیز به کار رفت.

این گرایش  نوظهور به نور، بار دیگر در بنای قصر کریستال که برای نمایشگاه بزرگ لندن در سال 1851 ساخته شده بود، عرضه شد. با این حال، هنوز استفاده از نماهای شیشه ای و روشن سازی فضاهای داخلی بطور گسترده ای به ساختمانهای عمومی محدود می شد.

اولین بار«نویا زاخلی شکایت(New sachichkeit)  استفاده از نور را در حوزه خانه سازی باب کرد. در نهایت، این مسیر به ایده ساخت و ایجاد ساختمانهای کاملاً شیشه ای منتهی شد.چگونگی تابش نور خورشید ، نور مصنوعی ، جریان هوا و وسعت فضا از برنامه های مهم برای ساخت ساختمانهای مدرن شدند.

تفکیک بار ساختمان از دیواره های ، باعث جابجایی آزادانه بازشوها در پوسته خارجی نما و انعطاف بیشتردر ایجاد ترکیبات نورپردازی شد، بگونه ای که پنجره های وسیع نواری تأمین نور و روشنایی فضاهای داخلی را به طور قطع تضمین می کرد.

همه این پیشرفتها و تحولات را می توان در ویلاساوای لوکوربوزیه درپواسی دید.

از طرف دیگر، تنها لویی کان ایده جدایی پوسته و اسکلت ساختمان را رد کرد.براساس این اعتقاد، کارهای او با بسیاری از جنبشهای مدرن معماری ، که در پی شفافیت و روشنی هستند، متفاوت است.

سقف طویل موزه هنری کیمبل، نشان می دهد که کان چگونه از ساختاری مقعر به عنوان منعکس کننده نور استفاده کرده است.همچنین درکار او زمزمه ای از تصوف و عرفان به وسیله جان دادن به انرژی نور طبیعی دیده می شود.

دره همه مراحل مدرنیسم، می توان تلاشهایی را که برای به کار گیری هرچه بیشتر نور طبیعی انجام شده است، مشاهده کرد.با وجود روشهای پیشرفته و قابلیت انعطاف در طرحهای باز شو در پوسته

نورپردازی با نور روز از نظر کیفی از اهمیت ویژه ای برخوردار خواهد بود.اولا مستلزم داشتن آگاهی لازم در این زمینه  بوده و ثانیاً بستگی به خلاقیت  طراح پیدا می کند. یقینا نور و روشنایی برای دیدن، انجام وظایف و کارهای بخصوص مثل خواندن، نوشتن و ... ضروری می باشد.

 

 

 

 

٢-   ویژگیهای نور و سایه

نور طبیعی روز دارای خواصی است که با استفاده از آن فضا معنا پیدا می کند.فرم، رنگ، تار و پود و زمینه مصالح مخصوصاً وقتی که بر آن تأکید شده باشد. به هر حال فاکتورهای مهم نور ارتباط مستقیم با کار  معمار دارد.برخی از ویژگیهای مهم نور در ادامه آمده است.

روشنایی

روشنایی از اولین ویژگیهای نور می باشد. روشنایی به وسیله بازتاب نور از شی ء به چشم انسان شکل می گیرد و بستگی به مقدار نور تابیده شده و بر سطح و قابلیت انعکاس آن دارد. تظاهر سطوح روشن که در جنب سطوح تاریک قرار دارند، به قدرت تطابق چشم و شدت روشنایی بستگی دارد.

هرچه تطابق بیشتر، سطح تاریک تیره تر و هر قدر تطابق کمتر، سطح تاریک، روشن تر دیده می شود.

از دیرباز روشنی های متضاد برای دید خوب نامناسب تشخیص داده شده است، درعین حال اختلاف روشنایی محیط معنا و زیبایی برای فضا بوجود می آورد. اما اختلاف روشنی بیش از اندازه در میدان دید شخص باعث کاهش قدرت دیده می شود.

در طراحی سیستم روشنایی باید اولا از ایجاد خیرگی ناشی از انعکاس بر سطح کار و ثانیاً از بوجود آوردن روشنی زیاده از حد یا روشنایی متضاد که در میدان دید قراردارند اجتناب شود. برای فعالیتهای مختلف موجود در فضا، روشنایی متفاوتی مورد نیاز است.برای مثال در کلاس درس لازم است که روشنایی به حدی باشد که امکان خواندن و نوشتن به گونه ای مناسب فراهم شود.

ادراک بصری:

چشم انسان می تواند فقط بخش بسیار محدودی از امواج الکترو مغناطیسی موجود در فضا را شناسایی کند و این در حالتی است که 83 درصد اطلاعات محیطی موردنیاز خود را از طریق بینایی کسب می کنیم.

حس بینایی قوی ترین حس انسان است و دامنه فعالیت آن به طور روزافزون و به ضرر دیگر حواس افزایش می یابد.آنچه ما شفاف، کدر، روشن، تیره می بینیم تنها برداشت ذهن ماست.

آنچه ما به صورت فرم می بینیم تنها تفاوتهای شدت و طول موج امواج نورانی است.واکنش چشم به افزایش یا کاهش شدت نور یکنواخت نیست و حالت لگاریتمی دارد.با افزایش نور، میزان حساسیت چشم کاهش می یابد و تغییرات روشنایی تاثیر کمتری بر حس ما از میزان نور محیط می گذارند.

ادراک بصری ثبت آنچه می بینیم، نیست بلکه سازماندهی، تکمیل و تحویل پیامهای بصری با استفاده از تجارب قبلی است.

فاکتور انعکاس به رابطه مقدارنور اصابت کرده و به سطح جسم و مقدار نور منعکس شده مربوط است. انعکاس آئینه ای یعنی که زاویه انعکاس برابر با زاویه برخورد نور (نسبت به سطح صیقلی) باشد و «انعکاس پخش» هنگامی است که نور در جهات مختلف منعکس شود.

انعکاس مخلوط هنگامی است که نور به جهات مختلف منعکس شود، ولی یک جهت اصلی که بیشتر نورها به آن مسیر هدایت شوند، وجود دارد.مصالحی نظیر آلومینیم «سند بلاست» شده یا پانلهای تیتانیوم دارای این خاصیت اند.

عبور (شفافیت)

فاکتور عبور نور (شفافیت) به رابطه بین نور اصابت کرده به سطح جسم و مقدار نور عبور کرده از جسم مربوط می شود. هر نور پس از برخورد با یک جسم شفاف در ضمن عبور تا حدی تغییر جهت می دهد.

سه نوع قابلیت عبور در اجسام شناسایی شده است. عبور مستقیم و منظم نظیر گذر نور از شیشه شفاف، عبور به صورت پخش شده مانند نور عبور کرده از شیشه سند بلاست شده یا هر سطح نیمه شفاف دیگر(Translucent)، عبور به صورت مخلوط مثل نوری که از شیشه های مشجر عبور می کند و بخشی به صورت مستقیم و بخشی به صورت پخش انتقال می یابد.

/ 0 نظر / 12 بازدید